جوابیه ای برای دلواپسین مطلب «آلت قتاله»


نریمان جعفری: اخیرا مطلبی تحت عنوان «آلت قتاله» به رشته تحریر درآوردم که موافقان و مخالفانی داشت و صدالبته که تعداد مخالفانش در برابر موافقان آن مانند قطره در برابر دریا بود.

با این حال برایم جای سوال داشت که چطور می شود کسانی که خودشان آتش بیار معرکه هستند و از کوچک ترین حرکت جناح مقابل، برچسب های ضد انقلابی و فتنه گری می سازند؛ حال از انتقادات بنده ایراد می گیرند و می گویند که «آقا چرا مغلطه به پا می کنی و قصد داری که از ماجرای تجاوز به کودکی معصوم سواستقاده سیاسی بکنی؟! الحق که لاشخوری!»

اصل کلام در مطلب روشن بود و خرسندم که اکثریت خوانندگان، پیام را دریافت کردند و اتفاقا به دفاع هم پرداختند، اما فی الحال خواستم به رسم بزرگان جناح خودشان سند رو بکنم، بگم بگم به راه بیاندازم و بگویم که «سند آموزشی می نوشتیم وقتی که سند نوشتن مد نبود داداچ»!!!!!

مخالفان همیشه در صحنه که در تمام عمرشان مقابل مردم بوده اند و اتفاقا ادعا دارند که از مردم اند، بهتر است بدانند که بنده عکس آن ها، هیچگاه نقل قول نبوده ام و اگر شرافت یاری ام کند، تا ابد نیز نخواهم بود. دلواپسان بهتر است بدانند زمانی که از «بیست سی» کلمه ای به میان نیامده بود و شما نمی دانستید که بیست سی نام اخبار است یا سال میلادی دو هزار و سی؛ بنده در ماهنامه افسران جنگ نرم به تاریخ شهریورماه نود و پنج مطلبی را در باب اهمیت آموزش و آگاه سازی جوانان نوشتم و خواستم که مسوولین در لفافه سخن نگویند. دقیقا همان نکته ای که منجر شد تا سندی تحت عنوان دوهزار و سی، شکل بگیرد.

در آن مطلب که به گسترش بی رویه و تاسف برانگیز ایدز در ایران اشاره کرده بودم، خواسته ام از مسوولین این بود که آقا... جان مادرتان عریان سخن بگویید، تو را به خدا نگفتن ها را کنار بگذارید و به جای پنهان کاری؛ به جوانان آموزش بدهید تا از ابتلای نفرات بیشتر به ویروس ایدز جلوگیری شود.

بحث آموزش و فرهنگ سازی مسئله ای نبوده که غرب با سند بیست سی بخواهد متوجه من و امثال من کند که حالا شما ما را بازیچه و مرید غرب بخوانید و فکر کنید که سواستفاده گر هستیم.

چرا فکر می کنید ایران فقط برای شماست و ما وطن و مردمانمان را دوست نداریم؟!

خواستم پاسخ کوباندن هایتان را بدهم تا بلکه کوتاه بیایید... اما گفتم بیخیال و ترجیح دادم مانند دکتر روحانی با لبخندی ملیح صحنه را ترک گویم؛ اما در ادامه گزیده ای از مطلبی که در آن نشریه نوشتم را برای دلواپسان وطن و وطن فروشان (!!!) می آورم تا بخوانید؛ باشد که بدانید می دانستیم و تبل توخالی نبوده ایم:

- از بین بردن کلی آسیب گرچه خوب و ایده آل می باشد اما ممکن نیست، بنابراین باید به تنها راه باقی مانده که همان کاهش آسیب است روی آورد.

 

- ضمن آنکه سن بلوغ در نسل فعلی پایین آمده است، آمار ازدواج هم در میان جوانان با کاهش مواجه شده و در اکثر اوقات راه درستی برای پاسخگویی به امیال جنسی وجود ندارد؛ بنابراین احتمال آنکه آمار مقاربت های جنسی با افراد بیوه، روسپی و یا حتی باکره و به شکل های مختلف بالا برود زیاد است، پس باید شفاف صحبت کرد و در حوزه آموزش حیا را کنار گذاشت! این بدان معنا نیست که بی حیا باشیم، اما باید مسائل را به خوبی عنوان کرد چرا که بیان آن ها به نفع جامعه خواهد بود و از بروز فجایع به مراتب بدتر جلوگیری خواهد کرد.

 

- اینکه یک زن روسپی با سوار شدن در ماشینی به کجا می رود مشخص نیست؛ اما اینکه برای چه کاری می رود، بسته به روز و شب نخواهد داشت و کاملا روشن و مشخص است. حالا شما این صحنه را از نگاه پسرکی نظاره کنید که در آستانه بلوغ است و آشنایی و آگاهی چندانی با چنین افرادی ندارد. پسرک با دیدن این صحنه ها در ذهنش سوال می سازد، سوالش را به زبان می آورد اما جوابی از پدر و مادر خود نمی گیرد و پرسش بی پاسخ می ماند. والدین جواب نمی دهند زیرا اسیر فرهنگی غلط شده اند که تصور می کنند با گفتن، مسبب انحراف فرزندشان می شوند و خدایی ناکرده او از راه به در می شود!!! در حالی که عدم اگاه سازی فرزند است که منجر به انحراف وی و بعدتر، انحراف جامعه می شود.

 

- اتفاق خوبی که جدیدا به راه افتاده است، پخش کاندوم میان زنان روسپی آنهم به صورت رایگان است تا از ابتلای افراد دیگر به ویروس ایدز جلوگیری شود و کودکی بی گناه با خونی آلوده به اچ آی وی پا به دنیا نگذارد. بنابراین می توان امیدوار بود که مسوولین به مرور متوجه بعضی حقیقت های تلخ شده اند و می خواهند برای آن ها چاره اندیشی کنند.

 

- نبود آگاهی، زمینه ایجاد آسیب را فراهم می کند، چرا که ممکن نیست در جامعه زندگی کرد و ضمن بی اطلاعی، از مشکلات و آسیب های آن در امان ماند.

 

- در آموزش باید شفاف و بی ابهام سخن گفت و رودربایستی ها را کنار گذاشت. آموزش باید از دوران بلوغ آغاز شود، چه مستقیم و چه بطور غیر مستقیم؛ آن هم از طریق ظرفیت هایی چون رسانه ملی، آموزش و پرورش، مطبوعات، خانواده و... 

/تمام - به قلم: نریمان جعفری /26.44.396 / تابستان 96

 

نکته: به زودی یادداشت بنده در نشریه افسران جنگ نرم به قسمت آرشیو وبسایت اضافه می شود.


مطالب مرتبط