همیشه پایمان در میان بود!


نریمان جعفری  / یادداشت:

یک- پیرزن نان به دست وارد ستاد شد! خواست که کمکش کنیم تا مطمئن شود به چه کسی رای بدهد؟ مسوول ستاد گفت هر کسی که خودت فکر می کنی بهتر است... همان را انتخاب کن و رای بده... پیرزن گفت که انتخابش را کرده! و نامزد مورد علاقه اش همان سید است! او ذوق زده از دلایل انتخابش می گفت؛ که آره... «نور توی صورتشه، مال خراسونه، بچه حضرت فاطمه س، میگن خادم امام رضایم که بوده» پس باید به همان رای داد!

مسوول ستاد از پیرزن خواست که بیشتر فکر کند و از رایش مطمئن شود؛ پیرزن هم گفت که اتفاقا نذر کرده اگر برحق بودن جد سید برایش ثابت شود، به همان رای دهد!

اثباتش هم این بود که سید را در خواب ببیند! «ننو... شویی اگر اومد ته خوابم من قربون جدشم میشم به همین شایم رای میدم... اگر نومد که هچی... ا مو دگه گذشته قربونت بشم».

 

دو- کوروش یا داریوش! امیر کبیر یا مصدق! تختی یا پوریای ولی! چمران یا صیاد شیرازی! اصلا حاج قاسم یا... یا همان حاج قاسم!

 

با یک موبایلِ متصل به اینترنت و منقش به سیب گاز زده ای که بد توی ذوق می زند، تن لشش را کمی از زیر پتو بیرون می کشد و گروه ها و رندوم ها را چک می کند. اوعلاوه بر اینکه به آنفالویاب مجهز است، پاچه گیرش هم فعال است! به صفحه این و آن می رود تا هر کسی که می خواهد رای بدهد را سیبل انواع و اقسام فحاشی های خود کند و بعد با اعلام اینکه رای نمی دهد و مثلا خیلی شجاعت به خرج داده که این نظام را به حساب نیاورده، ژستی قهرمانانه به خود می گیرد.

لابد تصورش این است که از کوروش تا حاج قاسم؛ همگی زیر پتو و فقط با یک گوشی اپل و کامنت گذاشتن، توانسته اند قهرمان شوند و در دل مردم جا باز کنند! و انقلاب ها هم تمامشان با همین کامنت ها و خوابیدن تا لنگ ظهر اتفاق افتاده است.

 

سه- باور پذیر نیست برایم که آینده کشورم دست کسانی باشد که برای قطعی شدن رایشان منتظر یک دانه خوابند و یا... با ژستی قهرمانانه در فضای مجازی طوری حرف می زنند که گاندی می گوید بابا تو دیگه کی هستی، در صورتی که اگر مودم شان ساعتی از کار بیفتد، توی دنیای واقعی، ناخن کوچیکه زن همسایه مان در حرافی هایش موقع سبزی پاک کردن هم نیستند چه برسد به گاندی و دکتر خودمان، شریعتی!

 

ناگفته نماند برای من پیرزنی که در رای دادن، سفید یا سیاه بودن عمامه را ملاک می داند، بسیار قابل احترام تر از کسی است که کلا رای نمی دهد و فکر می کند که خیلی «اقدام بزرگی» کرده و لایق ستایش است.

این ها خسته نشده اند از این همه مجاهدت؟ از این همه تلاش و کوشش های زیر پتویی؟

فدای ناخن هایتان شوم، زبانم لال خدایی ناکرده آرتروز گردن نگیرید از این همه نطق های گهرباری که در فضای مجازی تایپ می کنید؛ کمی هم استراحت کنید پهلوان ها!

 

چهار- در نتیجه انتخابات، همیشه پایمان در میان بوده؛ چه زمانی که رای داده ایم و چه زمانی که رای نداده ایم و ما همیشه اثرگذار بوده ایم، حال چه مثبت و چه منفی!

/ این یادداشت ادامه دارد...

/تمام - به قلم: نریمان جعفری /27.42.396 / بهار 96


مطالب مرتبط