الو... ببخشید ماشین دارید؟ یکی دارد... مرد!


نریمان دات آی آر / یادداشت:

یک-

اوایلی که تاکسی تلفنی در بین مردم می رفت که جا بیفتد، هرگاه که زنگ می زدیم ابتدا می پرسیدیم: «ببخشید، ماشین دارین؟» و بعد اگر تلفنچی آژانس با اجازه بزرگترها بله را می گفت، نام و نشانی مان را می دادیم و به انتظار تاکسی می ایستادیم تا ما را به مقصد ببرد.

 

یادم هست آنقدر این سوال خز شده بود که جوکش هم بیرون آمد، «که غضنفر زنگ میزنه آژانس میگه الو ماشین دارین؟ طرف میگه اره، غضنفر بانمک هم میگه خوش به حالتون ما نداریم»!

اما بد نیست بدانید جدیدا اورژانس زرند هم به این بیماری ِ نداشتن مبتلا شده است!

مدتی پیش مادربزرگم مریض شد، عزرائیل بالای سرش نشسته بود و درحال مذاکره با وی. ما که او را از دست رفته می دیدیم، به 115 زنگ زدیم و گفتیم: آقا بیا که بی مادربزرگ شدیم.

مرد هم با خونسردی هرچه تمام تر مثل تلفنچی آژانس گفت ماشین نداریم، باید بیست دقیقه صبر کنید! گفتیم آقا دارد می میرد، گفت ماشین نیست، نداریم!

برادر و پسر عمویم دست به کار شدند، پیرزن را روی دوش خود گذاشتند و با ماشین به بیمارستان بردند.

دکترها هم آن دیالوگ همیشگی که مثلا شما شانس آوردید و اگر یک دقیقه دیرتر به بیمارستان رسانده بودیدش مرده بود را گفتند و آن شب گذشت.

 

چندی بعد پدر یکی از آشنایان دچار حمله شد، سرگیجه امانش را برید، شنوایی اش مختل شد و بینایی اش هم به مقدار زیادی کاهش یافته بود.

هر لحظه امکان داشت که دچار تشنج و مصیبتی بزرگ تر شود.

دخترش به ناچار با 115 تماس گرفت و به توضیح حال پدرش پرداخت، بعد تلفنچی اورژانس در کمال آسایش پاسخ داد که «مریض شما اورژانسی نیست، اگر بیمارتان مشکل قلبی داشت یا بیهوش شد زنگ بزنید!» مرسی اه.

همین. به همین سادگی!

انگار جان عزیزان ما به چپ و راستشان هم نیست، انگار که دارند در حق ما لطف می کنند و بهبود بیماران وظیفه اصلی شان نیست!

 

دو-

خواستم تا قبل از آنکه اورژانس ایران دچار حادثه ای شود و از آن ها قهرمان بسازیم، کم و کاستی ها را هم گفته باشم. آیا واقعا باید مریض ما به مرز بیهوشی برسد که تماس بگیریم؟ یا آن یک مورد اتفاقی بوده و تلفنچی حوصله اش را نداشته؟

حالا دیگر وقتی شخصی از خانواده تان خدایی ناکرده، زبانم لال مریض شد، زنگ بزنید به 115، ابتدا مطمئن شوید که ماشین دارند یا نه و بعد اگر پاسخ مثبت بود، به قضیه تب و تاب دهید و بگویید مریض بیهوش شده، قلبش بد میزند، اصلا دیگر نمی زند، مرد؛ شاید آمبولانس آمد!

/تمام - به قلم: نریمان جعفری / 45.11.395 / زمستان 95

 

+ منتشر شده در هفته نامه آینده ما

+ پانوشت1: الو...115؟ ببخشید ماشین دارید؟ یک نفر دارد... مُرد.

+ پانوشت2: اورژانس رفته گل بچینه


مطالب مرتبط