هندوانه


نریمان دات آی آر / یادداشت: 

یک-

طوفان آمد، خوزستان را غبار گرفت. کوچ خاک های پرنده به آسمان این شهر و فرود آن ها بر قلب خوزستان؛ فاجعه آفرید. مردم این دیار ذره ذره خاک می شدند و در سیلخاکِ (!) به بار آمده، برای بقا می جنگیدند.

عده ای در نشریات، تعدادی در خیابان ها و بخش کثیری هم در فضای مجازی معترض شدند و تیتر زدند: ریه های خاک گرفته را دریابید...

دولت که سوژه مناسبی را دست جناح مخالف داده بود، طوفان عظیمی از انتقادات را مقابل خود می دید و هرچه کاسه کوزه بود سر بنفش ها شکسته شد.

سرانجام... تنگی نفس خوزستان و نبود آب و برق؛ مسوولین را وادار به حرکت کرد و برای این ریه های خاک گرفته قدم هایی برداشتند تا اوضاع کمی آرام تر شود.

 

دو-

در جای جای کشور، کانون های بحرانی زیادی وجود دارد که اگر مسوولین اقدامی نکنند و زود نجنبند، فجایعی به بار خواهد آمد که طوفان های شنی خوزستان مقابلشان روسفید خواهند شد. یکی از این کانون ها در نزدیکی ماست؛ چند کیلومتری زرند!

منتها اینجا مسوولین قبل از آنکه زرند، خوزستان شود؛ دست به کار شده اند و با کاشت 15 هزار راس درخت در 200 هکتار از یک منطقه بیابانی، گام مهمی برای جلوگیری از «پرواز ریزگردها به آسمان شهر» برداشته اند و این حرکت آنقدر به دلم نشست که مرا وا داشت تا در یکی از نشریات مطلبی بنویسم و با تحسین از چنین کاری، چند عدد هندوانه زیر بغل منابع طبیعی شهرستان بدهم!

 

سه-

ما اگر ریه های خاک گرفته داشته باشیم، مسوولی هست که یقه اش را بگیریم، کسی هست که علیهش مشت گره کنیم و خلاصه هر آنچه که مقصر بوده و نبوده را سرش آوار کنیم.

اما گاهی طوفان هایی در زندگیمان می شود که هیچ کدام توان مقابله با آن را نداریم و از بد قضا، این یکی، دیگر بر عهده مسوولی نیست که مثلا برویم یقه حسن را بگیریم و بگوییم این بود کلیدت؟!

طوفان هایی داریم که ناگهان می آیند، زندگیت را فرو می پاشند و حاصلش، تو می مانی و یک گلوی بغض آلود. تو می مانی و قلبی که درست نمی زند و تنفسی که راحت نیست.

این بغضها، عاملینش مشخص نیستند؛ نمی دانی مقصر چه کسی است و یا اگر بدانی هم؛ دردی را دوا نمی کند چون مقصر، عزیز توست.

نمی توانی به او معترض شوی که چرا جلوی این طوفان را نگرفتی؟ که چرا برای حفظ گلوی من تلاش نکردی...؟

لعنتی نمی شود... نمی توانی... کسی هم تیتر نمی زند «گلوهای بغض آلود را دریابید...»

بیخیال... راستی هندوانه ها افتاد!

/تمام - به قلم: نریمان جعفری / 27.12.395 / زمستان 95

 

+ پانوشت 1: کاش دولت کاری کند... این (نسل) (بد) دارد از دست می رود.

+ پانوشت 2: از نود و پنج نحس، سه روز بیشتر نمانده، کاش زودتر تمام شود.


مطالب مرتبط