گریز از فشار


نریمان دات آی آر / مقاله: به نقل از بسیاری از علما و روایا، یکی از رویدادهای مهم در شب اول قبر، فشار قبر است. به طوری که تمامی مردگان در اولین شب خاک سپاریشان از فشار قبر بی نصیب نخواهند ماند(:حتی معصومین و بزرگواران ما)، لازم به ذکر است که میزان فشار قبر برای افراد، متفاوت است و اعمال انسان در زمان زندگی تاثیر زیادی بر کاهش یا افزایش فشار قبر دارند.

 

● روایات، احادیث و نقل قول ها درباره مسئله "فشار قبر" :

در قرآن کریم (:تنها کتاب معتبر مسلمانان)، هیچ اشاره ای به فشار قبر نشده، هر چند که معتقدین به "فشار قبر" سعی دارند به استناد یکی از آیات قرآن(:که در ادامه آمده است) بر حرفشان جامه حقانیت بپوشانند: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا» (ترجمه: و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت») ؛ عده ای از علما و فقها همین آیه را دلیل بر درستی و وجود فشار قبر می دانند و مهر تائیدی می زنند بر تمامی روایاتی از این قبیل!

 

و اما خود فشار قبر چگونه رخ میدهد ؟

بسیاری به اشتباه تصور می کنند که دیوارهای قبر به اذن پروردگار، جسد میت را از چهار سو تحت فشار قرار می دهند(:در لای منگنه های سنگی قرار می دهند) و این عذاب به قدری است که دنده ها و استخوان های میت درون هم فرو می روند و جسد میت متلاشی می شود.(:رجوع به نهج البلاغه)

اما تصور بالا به دور از عقل، منطق و محبت خدایی است، پس برای توجیه فشار قبر و وقوع آن چه حرفی به میان آمده است؟!

 

عده ای از علمای اسلام اعتقاد دارند "فشار قبر به هیچ وجه به جسد انسان کار ندارد و جسد میت را مورد ضربه قرار نخواهد داد بلکه تنها روح او را مورد آزار و فشار قرار می دهد". اما ممکن است برای شما این سوال پیش بیاید که "چطور روح انسان می تواند درد بکشد و آزار ببیند؟!" با کمی تفکر و برگشت به زندگی معمولی خودمان جواب این سوال را می توان پیدا کرد.

بارها برای ما و اطرافیانمان پیش آمده که در عالم خواب، رویایی دیده ایم که خنده را بر لبان ما آورده و بالعکس، کابوسی دیده ایم که شدیدا ما را اذیت کرده و حتی اشک ما را در آورده و در گاهی اوقات اینگونه خواب ها به حدی وحشتناک و بد هستند که روح ما را اندوهگین می کنند به طوری که وقتی بیدار شویم، درد را در بدن احساس می کنیم. پس فشار قبر هم می تواند به روح ما فشار بیاورد و اینگونه مارا اندوهگین و ناراحت کند.

 

همان طور که در سطور بالا اشاره شد، فشار قبر از داشتن منبعی معتبر عاجز است(:البته اگر فقط "قرآن" را معتبر بدانیم)؛ در منابع موجود نیز علاوه بر اینکه به وجود و رخداد فشار قبر اشاره شده، به واژه و کلمه "خاکسپاری" هم تاکید ویژه ای شده است و در بیش از 90 درصد این منابع ذکر شده که: در اولین شب "خاکسپاری" میت فشار قبر بر اساس اعمال او بر وی نازل خواهد شد!

همچنین آورده شده "اگر جسدی بعد از گذشت چند سال خاکسپاری شود، در اولین شب بعد از خاکسپاری، فشار قبر بر وی نازل خواهد شد، یعنی قبل از خاکسپاری، روح ما از فشار قبر مستثنی است"

پایان بخش اول / گردآوری و نگارش توسط نریمان جعفری – 10.47.393

 

 ● بررسی و پاسخ به ابهامات بوجود آمده:

اما آیا می شود حرف های بالا را پذیرفت؟ می شود واقعه ی شب اول قبر و فشار آن را باور کرد؟ این روایات تا چه حد منطقی و درست هستند؟! آیا منابع موجود و نه چندان معتبر می توانند دلیل بر صحت این اتفاق باشند؟! در ادامه سعی کرده ایم هیچ یک از این سوالات را بی پاسخ نگذاریم، پس با ما باشید.

 

در منابع نامعتبر فوق، به "وجود فشار قبر" اشاره شده و عالم فشار قبر را به طوری وحشتناک توصیف کرده اند که معصومین ما نیز ترس خود را از فشار قبر پنهان نمی کردند و این ترس و روایات نشان از "اهمیت بالای فشار قبر" برای مسلمانان و مومنین دارد. حال مگر می شود مسئله ی به این مهمی در بین "شش هزار و دویست و سی و شش" آیه ی قرآن کریم جایی نداشته باشد و اشاره ای به آن نشده باشد؟!

پس اولین دلیلی که می تواند پایه های "وجود" این مسئله را سست و لرزان کند، نبود نشانه ای از او در قرآن کریم است.

 

1. آیا وجود آیه ی "وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا" در قرآن کریم را میتوان دلیل مناسبی برای رخداد فشار قبر دانست؟!

قطعا این جمله ی کوتاه هیچ تناسبی با فشار قبر ندارد و ربط آن به این موضوع، درست و قابل باور نیست چرا که وجود کلمه ی "مَعیشَةً (معنی : زندگی)" کلیت حرف علما را زیر سوال می برد و این زیر سوال رفتن نیز از سوی خود علماست زیرا بارها آنها یادآور شده اند که ما انسان ها در 2 دنیا زندگی خواهیم کرد یکی دنیای فانی و دیگری عالم آخرت که ممکن است در بهشت یا جهنم ساکن گذرانده شود.

و همه به این اشاره کرده اند که در فاصله ی مرگ تا قیامت، ما در جایی زندگی نخواهیم کرد و روح ما در عالم برزخ قرار خواهد گرفت. بنابراین آیه ی مربوطه که از زندگی سخن می  گوید هیچ ربطی نمی تواند به فشار قبر داشته باشد!

 

2. علاوه بر قرآن، کتب نهج البلاغه و بحارالانوار هم برای من دارای اعتبار هستند، آیا در این کتب هم هیچ اشاره شفافی به "رخداد فشار قبر" نشده است؟!

گفتیم که منبع معتبری چون قرآن کریم به مسئله فشار قبر و وجود آن هیچ اشاره ای نکرده است. اما ممکن است برای برخی از افراد کتب "نهج البلاغه" و "بحارالانوار" نیز دارای اعتبار باشد. حال نگاهی به کتابهای فوق و مسئله "فشار قبر" می اندازیم:

 

- در نهج البلاغه آمده است: «...و روعات الفزع و اختلاف الاوضاع و استكاك الاسماع و ظلمة للحد...» (ترجمه: یاد کنید از دفعه بدفعه آمدن هاى خوف و بیم‌های مختلف و جابجا شدن دنده‏ هاى پهلو از فشار قبر و كر گردیدن گوشها و تاریكى گور).

 

همان طور که گفتیم، جابجا شدن دنده ها و استخوان ها و متلاشی شدن جسد به هیچ وجه دلیل عاقلانه و قابل باوری نیست و اگر دلیلی برای باور کردن "وجود فشار قبر" باقی بماند، آن هم قضیه ی درد و عذاب روح است نه جسد. حال در کتاب فوق سخن از متلاشی شدن جسد به میان آمده نه روح.

اما حرفی که به اعتبار و حقانیت این جمله صدمه می زند این است: میتی که امروز دفن شود، طبق روایات و بیانات علما امشب را به عنوان "شب اول قبر همراه با فشار قبر" سپری خواهد کرد. پس امشب باید دنده ها و استخوان هایش در هم فرو روند!

حالا اگر فردای آن روز جسد همان میت نبش قبر شود، اثری از متلاشی شدن و ضربه وارد کردن به جسد وی مشاهده نمی شود. (افزوده می گردد: میت از حواس پنچ گانه بی بهره است پس بیشترین ضربه هم به او وارد شود، هیچ دردی به وی انتقال پیدا نخواهد کرد. به بیانی دیگر اگر بخواهیم گفته ی نهج البلاغه را درست بدانیم، در نتیجه وجود فشار قبر هم هیچ تاثیری در ما نخواهد داشت زیرا میت از حواس پنج گانه محروم است!)

 

- در روایتی به نقل از بحارالانوار آمده است:  که ابو بصیر خدمت امام صادق علیه ‌السلام رفت و از حضرت پرسید: "آیا کسی از فشار قبر رهایی می یابد؟" امام در پاسخ فرمود: "از فشار قبر به خدا پناه می برم، فقط عده کمی فشار قبر نمی بینند".

 

روایت بالا نیز با بسیاری از روایات علما هیچ وجه مشترکی ندارد و حتی خود روایت نیز وجودیت خود را زیر سوال برده است. در آخر روایت آمده که تنها عده ی کمی فشار قبر نمی بینند و در اول روایت نیز امام با بیان "پناه بردن" احتمال وجود فشار قبر برای خودش را نیز تائید کرده است. حال اگر معصوم بزرگی چون امام صادق از فشار قبر خود سخن می گوید و به پناه بردن به خداوند بزرگ اشاره می کند چطور ممکن است ما که معصوم نیستیم و پر از گناهیم از فشار قبر مستثنی باشیم؟! در نتیجه آن عده ی اندک نیز وجود ندارند که از تجربه فشار قبر بی دریغ بمانند"

(به بیانی دیگر : بسیار از گوشه و کناره ها شنیده ام که معصومین ما در جاهای مختلف و به شیوه های مختلف برای رهایی از فشار قبر گریه و شیون می کردند، ترس داشتند برای فشار قبر و نزد خدا خواهش و تمنا می کردند، حال با این وضع چگونه انسانهای عادی می توانند از این فشار سر باز زنند؟!"

 

3. کسانی که در دریا غرق می شوند فشار قبر ندارند؟!

همان طور که قبلا گفتیم، نقل شده که فشار قبر زمانی رخ میدهد که جنازه درون خاک دفن شود حتی پس از چند سال، پس می توان اینگونه برداشت کرد جنازه ای که دفن(:خاکسپاری) نمی شود هیچگاه فشار قبر را متحمل نخواهد شد.

 

4. با این تعاریفی که در روایات نوشته شده، عدالت رعایت می شود؟!

خیر. با این تفاسیر و تعاریف اصلا عدالتی وجود ندارد که بخواهد رعایت شود یا نشود! اگر بخواهیم به فشار قبر اعتقاد پیدا کنیم پس باید به وجود عدالت در بسیاری از دستورات شک کرد.

 

5. آیا این مطلب قصد تحمیل عقیده ی شخصی نویسنده را به دیگران دارد؟!

جواب این سوال نزد خود شماست. نویسنده ی این مقاله با بی طرف دانستن خود نسبت به این مقوله ، سعی کرده با بیان مستندات و بر اساس منابع مختلف (:چه معتبر و چه غیر معتبر) با ذکر جزئیات مسئله ی فشار قبر، آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد و در آخر با نقد و تجزیه این تعاریف، بهترین نتیجه گیری را بر پایه منطق(:و نه هیچ چیز دیگری) بدست آورد. حال پذیرفتن یا نپذیرفتن آن با خود خواننده است نه نویسنده ی متن!

پایان بخش دوم / به قلم نریمان جعفری – 10.47.393

 

● برداشت شخصی نویسنده: گریز از فشار

قانون ها و فتواهای عجیبی را به نام اسلام نوشته اند؛ حرف هایی که انصافا باورشان سخت است حتی برای ناطق همان حرف ها!

امروز و این ساعت دست به قلم شده ام که فشار قبر را از دیدگاهی بی طرف بیان کنم و نهایت سعی ام را بر این نهادم که با منطق و بر پایه ی اصول "وجودیت فشار قبر" را بررسی کنم!

می گویند همه ی انسانها فشار قبر دارند، حال چه معصوم باشی و چه یک انسان معمولی. خب تا اینجای کار همه چیز عادی است و تا کمی، قابل باور؛ با کمی آسان گرفتن می توان این را پذیرفت و هم میشود ذره ای از عدالت را در آن دید. اما وقتی قانونها و حرفهای اینها را در روایات مختلف در ارتباط با "فشار قبر" می شنویم کمی موضوع غیر قابل باور می شوند و البته کمی بودار. (:کاملا با منطق انسانی تضادیت دارد).

 

می گویند مرده هر وقت در خاک دفن شود؛ اولین شب حضورش در خاک می شود شب فشار قبرش و در آن شب بر اساس اعمال خویش فشار زیاد یا کمی را در قبر متحمل خواهد شد. میگویند آن شب برای همه سخت می گذرد.

البته برای رهایی از فشار قبر، چاره هایی نیز اندیشیده اند، مثلا باید دعاهای مختلفی خواند و مجالس مختلفی رفت تا عذابت کمتر شود! (:روایتی داریم که پیامبر برای کاهش فشار قبر پنج راه را به ما توصیه کرده اند)

می گویند حتی اگر کسی نبش قبر شود و بعد از آن مجددا در خاک دفن شود، باز هم در شب اول خاک سپاری دومش نیز این فشار را باید تحمل کند و مرده باز هم باید ازین مرحله سخت عبور کند!

جالب است، از عدالت دینی حرف می زنند، از مهربانی خدا سخن به میان می آورند اما می گویند اگر به فرض من بمیرم، خاک شوم، فشار قبر را نیز متحمل شوم؛ بعد یکی مرا از خاک در آورد و دوباره خاک کند؛ من بیچاره، من که یک مرده ای بی جان هستم و توان دفاع از خودم را ندارم باید مجددا طعم این عذاب سخت و دردناک را بچشم.

 

به فرض که حرفشان درست باشد، آیا این عدالت دین است که یکی دیگر مرا نبش قبر کرده،  آن وقت من باید فشارش را به دفعات متحمل شوم؟! خب گناه این مرده ی بی جان و بی زبان چیست؟!

اصلا اگر حرف اینها درست باشد، مگر نمی گویند که مرده تا وقتی روی زمین باشد هیچ فشاری ندارد و وقتی به خاک سپرده شد، فشار قبر خواهد داشت؟!

خب یعنی آنهایی که در دریا غرق میشوند و جسدشان هیچگاه پیدا نمی شود(:به خاک سپرده نمی شوند) فشار قبر ندارند؟!، پس ما هم به جای این همه دعا خواندن و پای منبر نشستن وصیت می کنیم که دفنمان نکنند و اینگونه از فشار قبر گریزان می شویم. آن وقت چه کسی می خواهد نقضش کند!؟

پایان بخش دوم / به قلم نریمان جعفری – 10.47.393

 

 پیامبر اکرم: المؤمن أعزُّ عند الله من الکعبه (ترجمه: مومن نزد خدا از کعبه عزیزتر است)

حال چگونه این خدای مهربان راضی به شکستن دنده های بنده اش می شود؟! راضی به آزار و اذیت او می شود؟!

بیایید کمی فکر کنیم...

 

منابع بخش اول :

معاد از نظر روح و جسم، ج 1 ، ص 261

عیون مسایل نفس و شرح آن، استاد حسن حسن زاده، ج 2، ص 455 ـ 453

مالى شیخ مفید، ترجمه استادولى

ترجمه ‏نهج‏البلاغه انصارى، ص 625

من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج 1، ص279

بحارالانوار، ج6،ص260

همان، ج ۸۵، ص ۱۰۷

بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۱۹

حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی

وسایل الشیعه، ج ۷، باب ۵۴، ص ۴۰۹، روایت ۹۷۱۴

من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۱۷، روایت ۲۲۰۹، باب ۲

همان، ج ۷۵، ص ۲۶۵

میزان الحكمه ۱۰ جلدی، ج ۳، ص ۱۷۸ 

/تمام - به قلم: نریمان جعفری / 10.47.393 / پاییز 93


مطالب مرتبط