چرخه گرگ و میش


نریمان دات آی آر / داستاناینجا برای اعدام نیازی به طناب و چهار پایه نیست، برای دار زدن فقط به دو گونه "لیلی و مجنون" نیاز است! این دو که باشند به شیوه های مختلف و مدرن می توان هر کس و هر چیز را که اراده کنی، دار بزنی!

 

یک-

سوی راست جنگل در گرگ و میش صبح، با "گرگ" و "میش" جرقه ی اعدام های دسته جمعی زده شد. لیلا ادعای وفاداری میکرد و مجنون خوشحال از میم مالکیت بود: "مالکیت این وفادار"، اما هنوز زمان زیادی از شوق مجنون نگذشته بود که لیلا، با رفتنش، با پیوستن به گله ی گرگ ها وفا را دار زد!

در این جنگل چه ساده، با یک رفتن و یک پیوند... انسانیت، وفا و عشق دار زده شد!

 

دو-

در سوی دیگر جنگل، اعدامی متفاوت این بار در سیاهی شب با بازی گرگ و میش صورت گرفت. این بار مجنون نقش گرگ را ایفا می کرد و شیرین نقش میش را. "مجنون سابق لیلا" مدعی بود عاشق است مدعی بود شیرین را دوست دارد و شیرینی زندگی اش را مدیون شیرین است.

وقتی که هوا تاریک بود و صدای زوزه گرگ ها به گوش می رسید؛ همزمان مقدمه ی اعدامی دیگر چیده میشد. مجنون، اِبراز علاقه به شیرین را از گردن شیرین شروع کرد، از رگ گردنش، از خدا و بعد در زیر چند متر پارچه، در زیر یک پتو؛ شیرین را تلخ دار زد!

 

سه-

به همین سادگی... در صبح و شب، 2 اعدام متفاوت صورت گرفت! اما مجنون که دار زدن بلد نبود، مجنون که خیانت بلد نبود، پس چه شد؟ چرا دار زد؟ چرا خیانت کرد؟

آری... به یاد آر ساعاتی پیش در گرگ و میش صبح گرگ وفادار، وفا را دار زد؛ روح و عشقِ پاکِ مجنون را دار زد و ساعاتی بعد در دل سیاهی شب؛ میشِ صبح، به گرگ شب مبدل شد.

مجنونِ پاک دیروز، دار زدن را از یار وفادارش آموخت...

 

چهار-

خدا به خیر کند گرگ و میش فردا را... گرگی که "شیرین" باشد، برای میش فردا سرنوشتی تلخ رقم خواهد زد. بیچاره شیرین، بیچاره مجنون، بیچاره کسی که عاشق شیرین خواهد شد.

بیچاره نسل من با این چرخه ی گرگ و میش، بیچاره میش های امروز، گرگ های فردا... کاش شیر به سکوتش پایان میداد.

/ تمام - به قلم: نریمان جعفری / 20.45.393 / تابستان 93

 

+ پی نوشت: از هر گرگی می پرسیم چی شد گرگ شدی؟ میگه بعد از اینکه صداقت و احساسمو طعمه کرد، منم یه گرگ شدم تا دیگرانو طعمه کنم... حالا این که اولین گرگ چجوری گرگ شده رو نمی دونم (اونکه دیگه نمیتونسته طعمه کسی باشه) اما... چیزی که این روزها مشهوده و روز به روزم بیشتر میشه؛ خیانت آدما به همدیگس... انتشار گرگ ها... انقراض لیلی ها و مجنون ها... کاش حالمون خوب میشد.


مطالب مرتبط