والاحضرت


نریمان دات آی آر / یادداشت: طلوع من غروب ندارد، هستم تا به ابد، پاینده و پابرجا، همایونی و والا حضرت... من از جنس قلمم، قلمی به عظمت "امرداد"، امرداد بی پایان، امرداد جاودان... من نیامده ام که بروم، نیامده ام که فراموش شوم و فراموشم کنند... آمده ام که بمانم؛ در جای جای خاطراتت، در ثانیه ثانیه ی لحظاتت. بر پشت پلک هایت خیمه خواهم زد تا مرا ببینی... چشمانت باز باشند یا بسته، مرا ببینی... باشم یا نباشم، مرا ببینی، مرا ببینی... ببینی... ببینی.

من جاودانه می شوم در خاطراتت. می شوم اسطوره، اسطوره ای ماندگار در قلمروی کوچک تو... میشوم کوروش هستی ات... پادشاه قلب تو، قلبی که "امپراطوری من"، به ضربانش بستگی دارد... باش که باشم، حتی در سطرهایی از دفتر خاطراتت.

/ تمام - به قلم: نریمان جعفری / 47.48.393 / پاییز 93

 

پانوشت: کاری میکنم که دفتر خاطراتت، من باشم؛ اما آرام ورق بزن مرا...

پیام: هفت آبان روز جهانی "کوروش بزرگ" بر همه آریایی های عزیز گرامی باد.


مطالب مرتبط