آیا دین پزشک هم هست؟


 

یک مدعی طب اسلامی چندی پیش اقدام به آتش زدن کتاب مرجع پزشکی به نام هاریسون کرد و حین این عمل برای «تمام شدن طب شیمیایی در کل جهان» ابراز امیدواری نمود.

این اقدام پر انتقاد، فرصتی شد تا مختصر نگاهی به نظرات مراجع و روایات موجود درباره طب اسلامی و جایگاه آن بیندازیم:

  فخرالدین محمدی؛ زرند ما - آيت‌الله مکارم شيرازي در دیدار با وزیر بهداشت تصریح کرد: در روايات و احاديث اهل بیت(ع) چيزي به نام طب اسلامي وجود ندارد و برخي با يک مشت خرافات هم به اسلام و هم به طب سنتي آسيب مي‌زنند.

آیت‌الله نوری همدانی در دیدار با وزیر بهداشت انکار طب اسلامی را گفتاری غلط و اشتباه دانست. وی تصریح کرد: پیامبر گرامی اسلام  و ائمه اطهار درباره طب اسلامی دستورات فراوانی دارند که نمی‌شود آن‌ها را نادیده گرفت. در زمینه طب اسلامی باید توجه داشت که اسلام با تمام ابعاد زندگی بشر در ارتباط است؛ اگر کسی طب اسلامی را منکر شود کار درستی انجام نداده است.

 تفاوت نظر دو مرجع تقلید مشهور در باب طب اسلامی، ریشه در نزاع بنیادینی دارد که در کلام جدید به "قلمرو دین" معروف است. سه دیدگاه عمده درین باب وجود دارد:

1)دیدگاه حداقلی معتقد است: دین تنها متکفل حوزه معنویات است، مساله روح، معاد و قیامت مسائلی هستند که عقل به تنهایی نمی تواند به درک آنها نایل شود، اما زندگی اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی به عقل بشر واگذار شده است، بهتر است دین نیز حدود خود را بشناسد و پاس دارد. روشنفکران دینی عموما بر این باور هستند.

2)دیدگاه دائره المعارفی معتقد است: تمام حوزه های دانش به دین مرتبط هستند، و دین نسبت به تمام این ابعاد نظر دارد. در پاسخ به پیشرفتهای شگرف علمی تمدن غرب نیز قائلان به این دیدگاه یا به این نظر رسیده اند که این علم و تکنولوزی اگر مفید بود ائمه به ما می دادند پس دانش موجود بی اعتبار است، همچون مهدی نصیری، فرهنگستان علوم قم و همین طرفداران افراطی طب اسلامی؛ یا به این باور هستند که این علوم به صورت رمز در قرآن هست و با ظهور امام زمان عج اشکار می شود. یا بر این باور هستند که ما کم کاری کرده ایم و اگر تلاش مضاعف کنیم این علوم حاصل خواهند شد. درین دیدگاه نقش عقل به فهم روایات محدود شده و استقلال خود را از دست می دهد.

3)دیدگاه سوم حد میانه است. علامه طباطبایی برین باور بود تمام آنچه برای سعادت بشر لازم است در قران آمده، اما آنچه برای رفاه و بهزیستی بشر نیاز است لازم نیست که حتما در قران و روایات باشد و به عقل بشر واگذار شده است. شهید بهشتی و شهید مطهری در این مکتب بودند. درین مکتب آموزه های اجتماعی، سیاسی، علمی، پزشکی در اسلام هست اما به تعبیر دقیق فی الجمله ذکر شده اند نه بالجمله و لذا راه برای پیدایش و ظهور مکاتب فلسفی، علمی بسته نمی شود و عقل حجیت و اعتبار دارد.

شیخ صدوق که از بزرگان مذهب شیعه است، در باب چهل و چهارم کتاب اعتقادات می نویسد: "اعتقاد ما در باب احادیثی که در طب وارد شده اینست که آنها بر چند وجه است:

1- بعضی است که بنابر هوای مکه و مدینه وارد شده پس جایز نیست استعمالش در غیر آن هوا. 

2- قسمتی هست که امام (ع) آنرا فرمود بنابر آنچه شناخته از طبیعت شخص معین و مکان آن شخص را اعتبار نفرموده و تجاوز از موضعهای معین آن علاج نبایست نمود چون طبع آن شخص را بهتر از خودش می شناخته. 

3- نوعی هست که مخالفان در کتابها غلط انداز کرده اند که صورت مذهب حق را زشت نمایند در نظرها و بعضی سهو راوی شده و پاره ای آن است که راوی ناتمام به خاطرش مانده و ناقص نقل نموده است.

4- اما آنچه صحیح می باشد از ائمه علیهم السلام از دواهای مرضها."

در این نقل قول شیخ صدوق سه قسم از چهار قسم روایات طبی را قابل استناد نمی داند.

واقعیت آن است که نه می توان دانش عظیم پزشکی موجود غرب را نادیده گرفت و نه می توان از دل تعدادی روایت محدود که ناظر به فرد مشخص در زمان و مکان معین صادر شده اند و در صحت انتساب بسیاری از انها هم تردیدهای جدی هست، یک دانش پزشکی جامع استخراج کرد.

نکته ای که گوئی عمدا مغفول گذاشته می شود این است که طب سنتی ابن سینا هم بیش از انکه وامدار روایات بوده باشد، میراث دار طب ایران باستان و یونان باستان بود.

امام مجتبی(ع) برای امام علی(ع) پس از ضربت خوردن طبیبی از اهل کتاب آورد، زمانی که به گواهی روایات تاریخی، پیامبر و ائمه برای مداوای خود و نزدیکان به طبیب مراجعه می کردند، تلاش برای تخفیف علم پزشکی و انحصاری کردن نقش آن به دین و روحانیان ناظر از یک رویکرد دائره المعارفی افراطی به دین است که راه رشد علمی و پیشرفت عقلی را به انسداد می رساند.

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

"حافظ"

انتهای پیام /